مهـدی یدالهی

                مهـدی یدالهی | خاطرات

مهــدی یدالهـــی
                مهـدی یدالهی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

دفتر یادداشت من

سر آغاز هر نامه نام خداست که بی نام او نامه یکسر خطاست

به نام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسان


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 17:2 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

کتاب

مقدمه:

لحظه به لحظه ی زندگی مان یک تجربه است و این ما هستیم که انتخاب می کنیم :

تجربه به انسان کمک می کند دید بهتری نسبت به امور اطرافش داشته باشد و نکته جالب توجه اینجاست که دید ما نسبت به زندگی که دنیای اطراف ما را می سازد ! اگر ما به محیط و اتفاقات اطراف خویش هوشیار باشیم و از هر تجربه بد، درسی بگیریم بدون شک رشد زیادی چه در زندگی فردی چه در کار گروهی خواهیم دید.


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : دهم آبان ۱۴۰۰ | 19:11 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

اتحاد وهمدلی از منظر نهج البلاغه

اتحاد و همدلی  در سخنان مولای متقیان امیرالمؤمنین، علی(ع)، در کتاب

 نهج البلاغه، از چنان جایگاهی برخوردار است که حضرتش آن را

موهبت بی بدیل الهی معرفی کرده و گرانبهاترین نعمت برشمرده است.


موضوعات مرتبط: تحقیق وپژوهش ، خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : یکم خرداد ۱۴۰۰ | 18:38 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

زندگی نامه دکتر شهید چمران

گوشه‌ای از وصیت‌نامه شهید چمران

... به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم.
به خاطر عشق است که به دنیا با بی‌اعتنائی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم.
به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبائی را می‌پرستم.
به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.
زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام.

روحش شاد و یادش گرامی شاد


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : ششم مرداد ۱۳۹۸ | 12:25 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

بنام پدر

بنام پدر

پدر يک قهرمان فوق العاده
پدر سرخ ميکندصورت به سيلي
رخ فرزند نگردد زرد و نيلي
پدر لطف خدا روي زمين است
هميشه لايق صدآفرين است...


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : شانزدهم دی ۱۳۹۷ | 21:21 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

حکایت پند آموز

کوهنورد و طناب ایمنی:
️کوهنوردی که خیلی به خود ایمان داشت قصد بالا رفتن از کوهی را کرد. تقریباً نزدیک قله کوه بود که مه غلیظی سراسر کوه را گرفت. در این هنگام از روی سنگی لغزید و به پایین سقوط کرد. کوهنورد مرگ را جلوی چشمانش دید و در حال سقوط از صمیم قلب فریاد زد: «خدایا کجایی!»
ناگهان طناب ایمنی که او را نگه می‌داشت دور کمرش پیچید و او را بین زمین و هوا معلق نگه داشت. مه غلیظ بود و او جایی را نمی‌دید و نمی‌توانست عکس‌العملی انجام دهد. پس دوباره فریاد زد: «خدایا نجاتم بده!» صدایی از آسمان شنید که می‌گفت: «آیا تو ایمان داری که من می‌توانم نجاتت دهم؟»


موضوعات مرتبط: اطلاعات دروس دوره اول ودوم ابتدایی ، اطلاعات عمومی ، خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : سی ام اردیبهشت ۱۳۹۷ | 7:57 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

تقسیم بر چهار !

فشار خرج خانه و اجاره نشینی از یک طرف و بیکاری از طرف دیگر رمقی برای آنها نگذاشته بود . به هر دری زدند کار پیدا نکردند . تا اینکه تصمیم گرفتند پیش شهردار برن . با امیدواری به شهرداری رفتند و با آقای شهردار صحبت کردند: ما را استخدام کنید ، ضرر نمی بینید . به خدا اگر از کارمون راضی نبودید، خب ! می توانید ما را بیرون کنید. شهردار از یک طرف دلش می سوخت و از طرفی بودجه ای نبود که استخدامشان کند. حس کرد در بد مخمصه ای گیر کرده ، گفت: من شما را استخدام می کنم. آن سه مرد در حالی که جان تازه ای گرفته بودند و دعا می کردند برگشتند. آقای شهردار تبسم غمگینی کرد و نشست تا روی ورق سفیدی مطلبی یادداشت کند. مدتی از ملاقات این سه مرد گذشت در این مدت هر کدام هر ماه 1750 تومان حقوق می گرفتند. دیگر آه نمی کشیدند ، ولی غُر می زدند که ما این همه کار می کنیم بعد شهردار پولش از پارو بالا می رود. همه برای خواندن نماز ظهر به نمازخانه رفتند. آقای شهردار موقتا خودش امام جماعت بود . بین دو نماز یکی از این سه مرد جرأت پیدا کرد و به شهردار گفت : این انصاف است که ما زحمت بکشیم و حق مأموریت و مزایا را شما بگیرید؟ شهردار نگاه عمیقی کرد و بی آنکه حدیثی بخواند به نماز ایستاد . روزها گذشت و آن آقای شهردار که کسی جز شهید مهدی باکری نبود ، از شهرداری رفت . او که حقوقش 7000 تومان بود، تقسیم بر چهار می کرد و سه قسمت دیگر را به این سه نفر می داد .آنها وقتی این را فهمیده بودند که خیلی دیر شده بود!


موضوعات مرتبط: خاطرات

تاريخ : بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ | 21:15 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

چاوشی ومدح ائمه

اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق جمیع حسنات
بفرست مسلمان به محمّد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه نگارش صلوات
چهارم به حسن منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل دمادم صلوات
پنجم به حسین دین قتل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گل رخ صاحب الزمان گو صلوات


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : دهم آبان ۱۳۹۶ | 0:12 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

مداحی های ناب از دوستان

شب اول ـ مسلم بن عقیل علیه‏السلام 
شب دوم ـ ورود به کربلا (روضه ی ورودیه)
شب سوم ـ حضرت رقیه علیهاالسلام
شب چهارم ـ فرزندان حضرت زینب علیهاالسلام، حضرت حر علیه‏السلام، فرزندان مسلم علیهماالسلام.
شب پنجم ـ عبدالله بن حسن علیه‏السلام، حضرت زهیر علیه‏السلام، حضرت حبیب بن مظاهر علیه‏السلام. 
شب ششم ـ قاسم بن الحسن علیه‏السلام. 
شب هفتم ـ حضرت علی اصغر علیه‏السلام. 
شب هشتم ـ حضرت علی اکبر علیه‏السلام. 
شب نهم ـ حضرت عباس علیه‏السلام (شب تاسوعا). 
شب دهم ـ حضرت امام حسین علیه‏السلام، وداع، (شب عاشورا). 
شب یازدهم ـ شام غریبان. 
 شب دوازدهم ـ حضرت امام سجاد علیه‏السلام.


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : نهم آبان ۱۳۹۶ | 23:54 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

متن شعر خونه مادربزرگه

خونه مادربزرگه دهه 80 , 90 :
خونه ی مادر بزرگه ، الان آپارتمانه
خونه ی مادر بزرگه ، استخر و لابی داره

خونه ی مادر بزرگه ، wifi ی مفتی داره
خونه ی مادر بزرگه ، دیش و LNB داره


موضوعات مرتبط: خاطرات ، سرگرمی

ادامه مطلب
تاريخ : سوم آبان ۱۳۹۶ | 21:12 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

پروپزال من

پروپزال من «رابطه رفتار اخلاقی مدیران با رضایت شغلی » 


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ | 9:22 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

تصاویر دبستان امام رضا (ع) بستانخیل در دهه فجر94

برای دریافت تصاویر روی دانلود  کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: خاطرات

تاريخ : بیست و سوم بهمن ۱۳۹۴ | 0:46 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

خاطره رهبر معظم انقلاب از روز بیعت همافران با امام خمینی ( ره )

من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوی، که فاصله ی کوتاهی داشت با آنجائی که ما بودیم. آمادگی هائی به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باوری که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در اداره ی این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند.آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند.


موضوعات مرتبط: خاطرات

تاريخ : نوزدهم بهمن ۱۳۹۴ | 11:38 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

بهترین خاطره معلّمی:

اوایل خدمت، بنده برای تدریس به یکی از مدارس روستاهای

دورافتاده هزارجریب فرستاده شدم.


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : هشتم بهمن ۱۳۹۴ | 9:42 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

زندگي نا­­­­مه شهيد سرگرد خلبان احمد كشوري

درهفته مقدس بسیج به همراه اعضای شورای پایگاه حضرت امام خمینی (ره) درمنزل شهیدان کشوری ازمادرگرامی اش ملاقات داشتیم خیلی برای بنده جالب بود که مادرشهیدان کشوری درباره خاطرات فرزندان خود وحلال وحرام بودن لقمه غذا برای دوستان به بحث وصحبت پرداختند که جادارد از این مادرفداکار وهمه کسانی که چنین فرزندانی را تربیت نمودند وخدمات ارزنده ای به جامعه اسلامی کرده اند قابل تقدیر وتشکر شود. که زندگی نامه فرزندان رابرای خوانندگان تقدیم می دارم. امید آن رادارم که خداوند به خانواده محترمشان اجرجزیل وصبر جمیل عنایت بفرماید.
موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : هشتم آذر ۱۳۹۲ | 22:3 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

خاطره سال 1376

چون سر و کارت با کودک   فتاد       پس  زبان  کودکی باید گشود.


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : سی ام تیر ۱۳۹۲ | 17:20 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |

سفر به عتبات وعالیات

سفر به عتبات وعالیات واقعا عبرت است که انسان ها

باید تجربه برای سفر راکسب نمایند.


موضوعات مرتبط: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ | 2:16 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.