پيامبر صلى الله عليه وآله:
«كانَ إِبراهيمُ أَبى غَيورا وَأَنَا أَغيَرُ مِنهُ
وَأَرغَمَ اللّه أَنفَ مَن لايَغارُ مِنَ المُؤمِنينَ»
پدرم ابراهيم با غيرت بود و من با غيرت تر از اويم.
خدا بينى مؤمنى را كه غيرت ندارد، به خاك مى مالد.
بحارالأنوار، ج103، ص248، ح33
پيامبر صلى الله عليه وآله:
«ايّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دينِ اللّهِ فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَـكْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فيما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَةٍ خَيْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ»
از چند رنگى و اختلاف در دين خدا بپرهيزيد، زيرا يكپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مى داريد، از پراكندگى در آنچه باطل است اما خوشايند شما مى باشد، بهتر است. خداى سبحان به هيچ يك از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدايى خير و خوبى عطا نكرده است.
نهج البلاغه، از خطبه 176
فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر که روز عاشورا فداي دين شد.مادر علي اکبر، ليلا دختر ابي مره بود.در کربلا حدود 25 سال داشت.سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند.او اولين شهيد عاشورا از بني هاشم بود. علي اکبر شباهت بسياري به پيامبر داشت، هم در خلقت، هم در اخلاق و هم در گفتار.به همين جهت روز عاشورا وقتي اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيکار شد، امام حسين «ع» چهره به آسمان گرفت و گفت: «اللهم اشهد علي هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا وکنا اذا اشتقنا الي رؤية نبيک نظرنا اليه...» .شجاعت و دلاوري علي اکبر و رزم آوري و بصيرت ديني و سياسي او، در سفر کربلا بويژه در روز عاشورا تجلي کرد. روزعاشورا پس از شهادت ياران امام، اولين کسي که اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداي دين کند او بود.گر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولي از ايثارو روحيه جانبازي او جز اين انتظار نبود.وقتي به ميدان مي رفت، امام حسين «ع» در سخناني سوزناک به آستان الهي، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولي تيغ به رويشان کشيدند، نفرين کرد.
امام حسین علیه السلام:
«لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة إلـى
ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب»
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر به دیندار، یا
صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.
تحف العقول، ص 251
از نوادگان حضرت قمر بني هاشم عليه السلام است. او در حرمين مکه و مدينه قاضي القضاة بوده و منزلتي بزرگ داشت.عبدالله در سن هفتاد و پنج سالگي در سال 145 هجري در زندان «هاشميه» به شهادت رسيد. عبدالله فرزندانش محمد و ابراهيم را تشويق نمود تا عليه حکومت غاصبانه عباسيان قيام کنند و در اين مبارزه شربت شهادت نوشيدند. عبدالله بن الحسن همان پيرمردي بود که هدايت و رهبري قيامهاي دوران منصور دوانيقي را برعهده داشت. اين سيد فاطمي دوران جديدي از قيامها و انقلابهاي پي در پي را آغاز نمود و اين قيامها نه تنها فروننشست بلکه همواره اوج گرفت، هر چند به دور از اشتباه و لغزش نبود.عبدالله بن حسن يکي از کساني بود که در دامان فاطمه دختر حسين عليه السلام پرورش يافت و حسن المثني که وارث کربلا بود، او را بزرگ نمود. اين صفات پسنديده که در عبدالله بن حسن متجلي گرديد در نسلهاي بعد از فرزندان حسن و فرزندان ديگر مؤمنين نيز به وضوح مشاهده مي شد و به واسطه آنان منتقل مي گرديد.
امام صادق عليه السلام:
«إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَعِيالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ
يَتَكَلَّفُها وَإن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ
جَميلَةٌ وَسَعَةٌ بِتَقديرٍ وَغَيرَةٌ بِتَحَصُّنٍ»
مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نيازمند رعايت
سه صفت است هر چند در طبيعت او نباشد:
خوشرفتارى، گشاده دستى به اندازه و
غيرتى همراه با خويشتن دارى.
تحف العقول، ص 322
شهید سید مجتبی علمدار در سحرگاه 11دی ماه 1345 در
خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت در
شهرستان ساری دیده به جهان گشود.
دوران تحصیلش را در ساری طی نمود و برای اولین بار در
حالی که تنها 17 سال داشت به عضویت بسیج درآمد
و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت.
سید برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد
و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در
لشکر25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند.
او در عملیات کربلای 4و5 حضور داشت، در کربلای 8 مجروح
شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای10
در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت نمود.
سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئوولیت فرماندهی
گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردانهای
خط شکن لشکر25کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات
والفجر10نقش آفرینی موثری داشت.
شهید علمدار در سه راهی خرمال،سید صادق، دوجیله
در منطقه کردستان عراق رشادتهای فراوانی را ازخود نشان
داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و
بشدت مجروح شد. او که مردانه در مقابل دشمن
می جنگید. چندین باردیگر هم مجروح شد.
سید مجتبی بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات
لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد و در
دی ماه سال ۱۳۷۰ ازدواج کرد که ثمره آن دختری
به نام زهرا بود.
سید علاوه بر مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشکر
بعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم
ایفای وظیفه می کرد. او مداح اهل بیت بود، همیشه
مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) شروع می کرد و
در حالیکه به امام حسین (ع) ارادت خاصی داشت.
مظلومیت آن خاندان را صدا می زد.
بیت الزهرا مسجد جامع، امام زاده یحیی، مصلی امام
خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با
نفس گرم حاج سید مجتبی معطر می شد و بچه ها
نیزبا صوت داوودیش مداحی را می آموختند.
او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش
زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده خاطربود و در
همه مداحی ها آرزوی وصال آن راه یافتگان شهید را داشت.
حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵
به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و پس
از چند روز هنگام اذان مغرب روز یازدهم دی ماه
نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به
یاران شهیدش پیوست.
يك خاطره
از خواهران سیّد شنیدم که می گفتند: وقتی که دخترش
به دنیا آمد از او پرسیدم: اسمش را چه می گذاری؟
و او خنده کنان در حالی که در حیاط خانه مان می دوید
با حالت نوحه و شعار گفت:
«یا زینب و یا زهرا ، یا زینب و یا زهرا»
بعدها روزی به من گفت: اگر فرزندم پسر بود،
می دانی اسمش را چه می گذاشتم؟ و بعد بلافاصله گفت:
«اسمش را می گذاشتم ابوالفضل ، ابوالفضل علمدار»

امام رضا (علیه السلام) چنین می فرمایند :
هفت چیز، درصورتی که بدون هفت چیز دیگر باشد
نوعی مسخره کردن است:
1. آن کس که به زبان، از خدا آمرزش طلبد و در دل از
گناه کردن پشیمان نباشد، خود را به مسخره گرفته است.
2. آن کس که از خدا درخواست توفیق و چاره سازی کند،
اما کوشش و تلاش ننماید ، خود را مسخره کرده است.
3. آن کس که به دنبال احتیاط در امور باشد ولی(از شبهات و
محرمات) پرهیز و دوری نکند خود را مسخره کرده است.
4. آن کس که از خدا بهشت بطلبدو بر شداید و سختی ها پایدار
و شکیبا نباشد خود را مسخره کرده است.
5. آن کس که از آتش جهنم به خدا پناه جوید و شهوات
دنیا را ترک نکند خود را به مسخره گرفته است.
6. آن کس که به یاد مرگ افتد وخود را مهیای آن
نسازد خود را مسخره کرده است.
7. آن کس که خدا را یاد کند ومشتاق دیدار او نباشد ،
خود را مسخره کرده است.
جزییات توافق :
جمهوری اسلامی ایران و دولت های عضو گروه 1+5 (شامل آمریکا، آلمان, انگلیس، چین، فرانسه و روسیه همراه با نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپایی) پس از 22 ماه مذاکره سخت و فشرده، سرانجام در روز 23 تیر 1394 برای رفع سوء تفاهم ها در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران و همزمان لغو تحریم های ظالمانه علیه ملت ایران تفاهم نمودند. در نتیجه این تفاهم که با رعایت چارچوب ها، دستورالعمل ها و خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران تدوین گردیده است، دستاوردهای زیر در حوزه هسته ای و لغو تحریم ها حاصل گردید.
ادامه مطلب
امام على عليه السلام:
«ما عُبِدَ اللّهُ بِشَىْءٍ اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ ما تَمَّ عَقْلُ امْرِىءٍ حَتّى يَكونَ فيهِ خِصالٌ شَتّى اَلْكُفْرُ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأمونانِ وَ الرُّشْدُ وَ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأمولانِ وَ فَضْلُ مالِهِ مَبْذولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَكفوفٌ وَ نَصيبُهُ مِنَ الدُّنْيَا القوتُ لا يَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ دَهْرَهُ اَلذُّلُّ اَحَبُّ اِلَيْهِ مَعََ اللّهِ مِنَ العِزَِّ تَمامُ الاَْمْرِ»
خداوند با چيزى بهتر از عقل عبادت نشده است، و عقل كسى كامل نشود، مگر در او چند خصلت باشد كفر و بدى از او انتظار نمىرود، رشد و خوبى در او اميد مىرود، زيادى ثروتش بخشوده و زيادى سخنش نگه داشته شده است، بهره او از دنيا تنها غذاى روزانه است، در طول زندگى از دانش سير نمىشود، خوارى را با خداوند از عزّت با ديگران، بيشتر دوست دارد، عقـــل و عــاقـل 37 تواضع نزد او دوست داشتنىتر از شرف و بزرگى است، خوبىِ كم ديگران را بسيار و خوبى بسيار خود را كم مىشمرد، همه مردم را از خودش بهتر و خود را نزد خويش از همه بدتر مىداند و اين مهمترين خصلت است.
كافى، ج 1، ص 18، ح 12
ابتدا این گذرنامه زیر را تکمیل کنید:
نام : انسان ، نام خانوادگی : آدمیزاد ، نام پدر : آدم ، نام مادر : حوا ، لقب : اشرف مخلوقات ، نژاد: خاکی ، صادره از : دنیا ، ساکن : زمین ، ساعت پرواز : هر وقت خدا صلاح بدا ند ،محل اقامت : بهشت برین ،اگر نشد جهنم سوزان . وسایل مورد نیاز :
1) متر پارچه سفید ، 2) عمل نیک ، 3) نماز اول وقت .
4) انجام واجبات وترک محرمات ، 5) ولایت ائمه ا طهار . 6) امر به معروف ونهی از منکر ، 7) دعای والدین ومومنین
8) اعمال صالح ، تقوا و ایمان .
توجه : 1) خواهشمند است جهت رفاه خود ، خمس وزکات را قبل از پرواز پرداخت کنید. 2) از آوردن مقام ، ثروت ، ماشین ،منزل ، حتی به داخل فرودگاه خودداری کنید. 3) حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گل های سنگین سنگ قبر گران وتجملاتی و نیز مراسم های پر خرج خودداری نمائید .
4) جهت یاد گاری قبل از پرواز اموال خودرا بین فرزندان طبق قوانین شرع تقسیم نمائید. 5) از آوردن بار اضافی از قبیل : حق الناس ، غیبت ، تهمت ،دروغ وغیره خودداری کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن وسنت پیامبر (ص) مراجعه نمایید. تماس به صورت شبانه روزی ،رایگان ،مستقیم وبدون وقت قبلی می باشد. در صورتی که قبل از پرواز با مشکلی روبرو شدید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :
سوره بقره « 186» .سوره اعراف «155» سوره نسا « 145»
سوره الطلاق «203 » سوره توبه « 129»
سفر خوشی را برای شما آرزو می کنم .
سرپرست کاروان : برادر حضرت عزرائیل
تهیه و تنظیم : سرنوشت الهی
امام صادق عليه السلام:
«إنّ اللّه تَبارَكَ وَتَعالى خَصَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله بِمَكارِمِ الأخلاقِ ، فَامتَحِنوا أنفُسَكُم فَإن كانَت فيكُم فَاحمَدوا اللّه عَزَّوَجَلَّ وَارغَبوا إلَيهِ فى الزِّيادَةِ مِنها ـ فَذَكَرَها عَشرَةً ـ اليَقينُ ، والقَناعَةُ ، والصَّبرُ ، والشُّكرُ ، والحِلمُ ، وحُسنُ الخُلقِ ، والسَّخاءُ ، والغَيرَةُ ، والشَّجاعَةُ ، والمُروءَةُ»
خداى تبارك وتعالى رسول خدا صلى الله عليه و آله را به مكارم اخلاق مخصوص گردانيد. پس شما نيز خود را بيازماييد، اگر اين صفت ها در شما بود خداى عزوجل را سپاس گوييد و از او اين مكارم را بيشتر بخواهيد. ـ سپس آن ده خصلت را برشمردند ـ يقين، قناعت، صبر، شكر، بردبارى، خوش اخلاقى، سخاوت، غيرت، شجاعت و جوانمردى.
نهج البلاغه، خطبه 91
کمترین فاصله
از دشمنی تا دوستی ......... یک لبخند
از جدایی تا پیوند ........... یک قدم
از توقف تا پیشرفت ....... یک همت
از نفرت تا علاقه ....... .. یک محبت
از شکست تا پیروزی ... یک شهامت
از خست تا سخاوت ............ یک گذشت
از صلح تا جنگ ............ یک جرقه
ازآزادی تا زندان .......... یک غفلت
وقتی متولد می شوی
برایت « اذان » می خوانند
و وقتی می میری برایت « نماز »
به راستی زندگی چه قدر کوتاه است.
فاصله یک« اذان» تا یک « نماز»
الف - دنیوی:
1– عدم استجابت دعا
2 - روزی بی برکت
3- عمر بی برکت
4 - عدم قبولی عمل صالح
5 - از دعای دیگران بی بهره است .
ب- آخروی :
1- با ذلّت می میرد
2- گرسنگی وتشنگی درحال احتضار
3- عذاب وفشار قبر
4- ظلمت وتاریکی قبر
5- سختگیری در حساب
6- عذاب دردناک
امام على عليه السلام:
«إنَّ الْمُؤْمِنَ إذا تَكَلَّمَ ذَكَّرَ... والْمُنافِقُ إذا تَكَلَّمَ لَغا»
مؤمن هرگاه سخن گويد ياد (خدا) مى كند و
منافق هرگاه سخن گويد بيهوده گويى مى كند.
تحف العقول، ص212
نگرانی رااز زندگی هایتان ریشه کن کنید،باچشمی
که برمن گریسته اید به نامحرم نگاه نکنید،بازبانی
که حسین گفته اید غیبت نکنیدودروغ نگوئید،صورت
راکه ازاشک عزای من خیس شده درمعرض ت
ماشای دیگران نگذارید.
پایی راکه به مجالس عزاگشوده اید به مجالس
حرام نگشایید،برسردرب هیئت هایتان پرچم
خلوص بزنید،تظاهروریا رابه دستجات و
هیئت هاو حسینیه ها راه ندهیدو...
اهداف و نقش آموزش عالی در کشور، تربیت نیروی انسانی متخصص موردنیاز جامعه، ترویج و ارتقای دانش، گسترش تحقیق و فراهم نمودن زمینة مساعد برای توسعه کشور است. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نه فقط به خاطر تربیت نیروی انسانی متخصص، بلکه به جهت گسترش مرزهای دانش و از دیدگاههای رشد شخصی، ملی و بینالمللی مورد توجه میباشند. آموزش عالی کم و بیش در تمام کشورها اهداف کلی و اساسی مشخص شدة زیر را دنبال میکند:
الف - انجام پژوهشهای بنیادی، علمی و کاربردی به
منظور پیشرفت گسترش علم و دانش در جامعه
ب – تربیت و تأمین نیروی انسانی ماهر، متخصص و
کارآمد موردنیاز بخشهای مختلف جامعه
ج – تسهیل تحقق اهداف اجتماعی و فرهنگی و اعتلای سطح فرهنگی جامعه
موضوعات مرتبط: تحقیق وپژوهش
ادامه مطلب
طبرسى:
«كانَ مِن فِعْلِهِ صلىاللهعليه وآله اِذا لَبِسَ الثَّوبَ الجَديدَ حَمِدَ اللّهَ ثُمَّ يَدعو مِسكينا فَيُعطيهِ القَديمَ، ثُمَّ يَقولُ ما مِن مُسلِمٍ يَكسو مُسلِما مِن شَمْلِ ثيابِهِ ـ لا يَكْسوهُ اِلاّ لِلّهِ عزَّوَجَلَّ ـ الاّ كانَ فى ضَمانِ اللّهِ عزَّوَجَلَّ و حِرزِهِ و خَيْرِهِ و اَمانِهِ حَيّا و مَيّتا»
هر وقت رسول اكرم صلى الله عليه وآله لباس جديدى مى پوشيدند، خداوند را سپاس می گفتند و سپس بينوايى را مى خواستند و لباس قديمشان را به او مى دادند و مى فرمودند مسلمانى كه فقط براى رضايت خداوند عزوجل، لباس كهنه خود را به مسلمان فقيرى بدهد، تا هنگامى كه لباس به تن آن فقير است، در پناه و خير و ضمانت خداوند است، چه زنده بماند و چه بميرد.
مكارم الاخلاق، ص 36
از شهداي کربلاست. او به همراه دو فرزندش، عبدالله و عبيدالله، پس از آنکه اهل بصره نامه ي کمک خواهي امام حسين عليه السلام را دريافت کردند، از بصره به کمک امام حسين عليه السلام رفتند تا به رسالت «نصرت امام» لبيک گويند.او از شيعيان اهل بيت و از اصحاب ابوالاسود دوئلي و از اشراف قبيله ي خود بود. او ده پسر داشت. پس از دريافت نامه ي سيدالشهداء عليه السلام که خطاب به اهل بصره نوشته بود، همراه دو پسرش عبدالله و عبيدالله از بصره آمدند و به علت بسته بودن راهها با پيمودن بيراهه ها، در مکه خود را به امام حسين عليه السلام رسانده، به کاروان او پيوستند. روز عاشورا پسرانش در حمله ي اول و خودش در مبارزه ي تن به تن به شهادت رسيدند. نام هر سه در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.
فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر که روز عاشورا فداي دين شد.مادر علي اکبر، ليلا دختر ابي مره بود.در کربلا حدود 25 سال داشت.سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند.او اولين شهيد عاشورا از بني هاشم بود.علي اکبر شباهت بسياري به پيامبر داشت، هم در خلقت، هم در اخلاق و هم در گفتار.شجاعت و دلاوري علي اکبر و رزم آوري و بصيرت ديني و سياسي او، در سفر کربلا بويژه در روز عاشورا تجلي کرد.سخنان، فداکاريها و رجزهايش دليل آن است. روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين کسي که اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداي دين کند او بود.گر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولي از ايثار و روحيه جانبازي او جز اين انتظار نبود.وقتي به ميدان مي رفت، امام حسين «ع» در سخناني سوزناک به آستان الهي، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولي تيغ به رويشان کشيدند، نفرين کرد.علي اکبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاي شجاعانه اي با انبوه سپاه دشمن نمود. پيکار سخت، او را تشنه تر ساخت.به خيمه آمد.بي آنکه آبي بتواند بنوشد، با همان تشنگي و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد.قاتل او مرة بن منقذ عبدي بود. پيکر علي اکبر با شمشيرهاي دشمن قطعه قطعه شد. علي اکبر، نزديکترين شهيدي است که با حسين «ع» دفن شده است.مدفن او پايين پاي ابا عبدالله الحسين «ع» قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام، شش گوشه دارد.
امام رضا (ع):
«عَنْ دِعْبِلِ بنِ علىّ اَنَّهُ دَخَلَ عَلى اَبِى الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام وَ اَمَرَ لَهُ بِشَىْءٍ ، فَاَخَذَهُ وَ لَمْ يَحْمَدِ اللّهَ . قالَ فَقالَ لَهُ لِمَ لَمْ تَحْمَدِ اللّهَ؟! قالَ ثُمَّ دَخَلْتُ بَعْدُ عَلى اَبى جَعفَرٍ عليه السلام وَ اَمَرَ لى بِشَىْءٍ ، فَقُلْتُ اَلْحَمدُ لِلّهِ . فَقالَ لى تَاَدَّبْتَ»
دعبل بن على به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و امام امر فرمودند انعامى به او بدهند . دعبل آن را گرفت، اما خدا را سپاس نگفت . امام به او فرمودند چرا خداوند را سپاس نگفتى؟! دعبل گفت پس از مدّتى بار ديگر خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم و ايشان فرمودند انعامى به من بدهند . من گفتم خدا را سپاسگزارم . امام به من فرمودند ادب را بهجا آوردى.
بحار الأنوار، ج 91، ص 94، ح 12
موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
به محض اینکه به خودت اعتماد کنی،
خواهی فهمید چگونه زندگی کنی. "گوته"
رفتار انسان،آیینه ای است که او چهره خود را
در آن نشان می دهد. "گوته"
از دیروز بیاموز، برای امروز زندگی کن
و امید به فردا داشته باش. "آلبرت انیشتن"
آزادی چیزی نیست جزفرصتی
برای بهتر شدن. " آلبر کامو"
منطق تو را از الف به ب می برد، در حالی که
تخیل تو را به همه جا می برد. "آلبرت انیشتن"
انسان تنها مخلوقی است که نمی خواهد
همانی باشد که هست. "آلبر کامو"
کردار انسان بهترین مفسر
اندیشه های اوست. "جان لاک"
برای اینکه بدانی مردم واقعا به چه فکر می کنند، به آنچه
انجام می دهند نگاه می کنند نه به آنچه می گویند."دکارت"
مشیت الهی فقط این نیست که باید سعادتمند شویم،
بلکه اینست که باید خودمان را سعادتمند کنیم. "کانت"
آنچه نگرانت می کند بر تو
چیره می شود. "دکارت"
رویاهای کوچک را آرزو نکن، چون قدرتی برای
تکان دادن قلب انسانها ندارند. "گوته"
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم، بهتر
آن است که آن را خرج لطافت یک لبخند کنیم. "شکسپیر"
بردن همه چیز نیست، اما تلاش
یرای بردن چرا. "لومباردی"
سعادتمند کسی است که به مشکلات و
مصائب زندگی لبخند بزند. "شکسپیر"
جریان زندگی چیزی جزمبارزه میان
عاطفه و عقل نیست. "مارک تواین"
آزادی متعلق به یک نفر نیست،
مال همه است. "اسپنسر
موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان











