مهـدی یدالهی

حکایت:

مهــدی یدالهـــی
                مهـدی یدالهی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

حکایت:

بهلول هارون را در حمام دید و گفت: به من یک دینار بدهکاری ،

طلب خود را می خواهم.
هارون گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم
من که این جا عریانم و چیزی ندارم بدهم
​بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود.
پس طلب دنیا را تا زنده ای بده که حمام آخرت گرم است و دستت خالی.



تاريخ : بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۶ | 11:4 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.