لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد... ندا آمد بر در خانه ام بیا،
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!
هر چه بود باز بود... گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
"مهربان خدایم دوستت دارم"ُ
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
تاريخ : بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۷ | 12:3 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |









