مهـدی یدالهی

نمایشنامه کوتاه  طنزی

مهــدی یدالهـــی
                مهـدی یدالهی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

نمایشنامه کوتاه  طنزی

معلم: شش صورت فعل « زد» رابگو؟

  شاگرد : زدم، زدي، دعوا شد

*معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم.

شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت…

*معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم.

 شاگرد: ای – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد…

*معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو.

 شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت…

*معلم:بگو ببینم فرق برق آسمان وبرق منزل چیست؟

شاگرد :آقا اجازه برق آسمان مجانیه ولی برق منزل پولیه.

*معلم:« اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشه و ۳ تاي اونها را به رضا بده، چند تا مداد براش مي مونه؟»

شاگرد:« آقا اجازه! ما حميد رو نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم.»

*معلم:« دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»

شاگرد:«قورباغه و برادرش.»

*معلم:« بگو ببينم! سيب زميني از كجا پيدا شد؟»

شاگرد:« از زماني كه اولين سيب از درخت به زمين افتاد.»

*معلم: «محسن! اگر به دوستت، رضا، هزار تومان بدی و دوباره پانصد تومان ديگر هم بدی، در مجموع پول مینا چقدر میشه؟»

محسن با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »

*معلم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»

شاگرد:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، مجبور شدم خواب بمونم تا نتيجه اش معلوم بشه.»

*معلم: اگر تو۲۰۰ تومن پول داشته باشي و برادرت ۵۰ تومن آن را برداره، چه قدر پول برايت مي مونه؟

شاگرد:« ۳۰۰ تومن.»

*معلم با عصبانيت:« ۳۰۰ تومن؟!»

شاگرد: «چون آن قدر گريه مي كنم تا پدرم ۱۵۰ تومان ديگه هم به من بده!»

*معلم: «اگر مادرت به تو بگه نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، كدامش را انتخاب مي كني؟»

شاگرد: «نصف پرتقال رو!»

*معلم: «مگر نمي دونی نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يكي هست؟»

شاگرد: «چرا آقا! مي دونم، ولي پرتقالي كه شانزده تكه بشه، قابل خوردن نيست.»

*معلم: پنج تا حيوان درنده نام ببر

شاگرد : دو تا ببر 3 تا شير !!!

*معلم: چرا روي رودخانه پل مي زنند؟

شاگرد : براي اينكه وقتي بارون مي آید ماهي ها بروند زيرش و خيس نشن.

*معلم: فيل ها در کجاها پيدا مي شن؟

 شاگرد: آقا اجازه، فيل ها اون قدر بزرگ هستند که اصلا گم نمي شن !!!

*معلم: آخرين دندونی كه در مي آيد چه دندونیه؟

شاگرد: دندون مصنوعيه!

*معلم : چرا بهترین دوست ما کتابه؟

شاگرد : چون هر بلایی سرش در بیاریم، صداش در نمی آید


موضوعات مرتبط: سرگرمی

تاريخ : هشتم بهمن ۱۳۹۷ | 0:33 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.