لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
روزی بهلول در قبرستان بغداد کله های مرده ها را تکان می داد ، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود
شخصی از او پرسید : بهلول! با این ' سر های مردگان ' چه می کنی ؟ گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم ، لکن می بینم همه یکسان هستند
بابا طاهر عریان می گوید:
به گورستان گذر کردم صباحی
✨شنیدم ناله و افغان و آهی
✨شنیدم کله ای با خاک می گفت
✨که این دنیا ، نمی ارزد به کاهی
شخصی از او پرسید : بهلول! با این ' سر های مردگان ' چه می کنی ؟ گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم ، لکن می بینم همه یکسان هستند
بابا طاهر عریان می گوید:
به گورستان گذر کردم صباحی
✨شنیدم ناله و افغان و آهی
✨شنیدم کله ای با خاک می گفت
✨که این دنیا ، نمی ارزد به کاهی
✨به قبرستان گذر کردم کم و بیش
✨بدیدم قبر دولتمند و درویش
✨نه درویش بی کفن در خاک خفته
✨نه دولتمند، برد از یک کفن بیش
✨
تاريخ : بیست و یکم اسفند ۱۳۹۷ | 13:32 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |









