یکی از راههای تشخیص پیامبران راستین از مدعیان دروغین نبوت، بررسی رفتار آنها می باشد. با توجه به روشن بودن ابعاد مختلف زندگی آخرین پیامبر، به بررسی رفتار پیامبر رحمت می پردازیم که به نوعی اثبات نبوت ایشان و در نتیجه اثبات وجود آفریدگار می باشد.
محمد(ص) با حضرت خدیجه در سن 25 سالگی ازدواج می کند. این ازدواج به پیشنهاد حضرت خدیجه و پس از پی بردن ایشان به صفاتی همچون: صداقت و امنتداری و ... محمد(ص) اتفاق می افتد. امین بودن محمد(ص) یکی از صفات برجسته ایشان قبل و بعد از نبوت بوده است. و مردم اشیاء گرانقیمت خود را نزد ایشان به امانت می گذاشتند.
محمد (ص) بيشتر اوقات فراغت را به خارج از مکه مي رفت و در دامنه کوهها و ميان غار حرا مي نشست و در آثار صنع خدا و شگفتيهاي جهان خلقت به تفکر مي پرداخت و با خداي خويش راز و نياز مي کرد. تا اینکه در روزی جبرئیل بر ایشان نازل می گردد. جبرئيل از محمد (ص) خواست اين آيات را بخواند:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ . اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ
«بخوان به نام پروردگارت که آفريد. او انسان را از خون بسته آفريد. بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است. خدايي که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت. به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست.»
لزومی ندارد که انسان به جای محمد(ص) در غار حرا باشد تا اینکه تحت تاثیر این گفته قرار بگیرد. اثر این گفته به حدی زیاد است که انسان، در هر دوره و هر جا، اینجمله را بخواند تحت تاثیر قرار می گیرد مشروط بر اینکه زبان عربی را بداند.
آیا محمد(ص) امین، در سن چهل سالگی! پس از سالیان سال عبادت خداوند، به یکباره کافر شده است؟! و برای اهدافی به دروغ ادعا می کند که جبرئیل از طرف خداوند بر وی نازل شده است؟ (... زیرا که من بی تردید در میان شما عمری را قبل از آن گذرانده ام و ادعایی نداشته ام، پس آیا تعقل نمی کنید؟!)(یونس/16)
محمد(ص) به خانه می آید و ادعا می کند که از دیدن جبرئیل ترسیده است و در گوشه ای از خانه، پارچه ای به دور خود می پیچد! و در این حالت ادعا می کند که جبرئیل از طرف آفریدگار دوباره بر وی نازل شده و به او گفته: (ای جامه بر خود پیچیده بر خیز و انذار کن ... )(مدثر/1-2)
چرا محمد(ص) در مدتی ادعا می کند که از جانب خداوند دیگر به وی وحی نمی شود؟! و به گونه ای رفتار می کند که گویا نارحت است که نکند مورد بی مهری خداوند قرار گرفته باشد. اگر وی پیامبری دروغین باشد چنین رفتاری در زمانی که هنوز یارانش به اندازه انگشتان یک دست نمی باشند بعید به نظر می رسد! و بعد از مدتی(ده ماه یا سه سال) ادعا می کند که جبرئیل از طرف آفریدگار دوباره بر وی نازل شده و به او گفته: ( سوگند به روز روشن و سوگند به شب آنگاه که آرام گیرد و فراگیر شود که پروردگارت تو را ترک نکرده...)(ضحی/1-3)
چگونه محمد(ص) نماز را از پیش خود اختراع می کند؟ و چگونه نماز جماعت را از پیش خود می سازد؟! و چرا خود را اینگونه با نمازهای مکرر به سختی می اندازد؟ آیا نماز با این همه معانی ژرف و نشان بندگی در مقابل آفریدگار هستی، می تواند ساخته یک پیامبر دروغین باشد؟! وقتی که نماز بر پیامبر(ص) واجب گشت پیامبر بر بالاترین نقطه ی مکه بود و جبرئیل نزد او آمد. جبرئیل علیه السلام وضو گرفت و پیامبر(ص) کیفیت وضوی او را نگاه کرد. سپس پیامبر (ص) در حضور جبرئیل وضو گرفت آنگاه جبرئیل برای تعلیم او نماز خواند و پیامبر(ص) هم با حضور جبرئیل و مثل او نماز خواند.
محمد مبارزه با بت پرستی را در شهر مکه آغاز می کند و با این کار دشمنی سران مکه را برای خود می خرد! این سران به او وعده های مختلف از جمله ثروت و ازدواج با زیباترین دختران قریش و همچنین مقام می دهند. اما او نسبت به همه این وعده ها بی تفاوت است! و در برابر همه آزارهای مشرکان مقاومت می کند چون به راهش ایمان دارد.
استقامت و پافشاری مدعی نبوت و عدم انحراف و از خود گذشتگی و ایمان و فدکاری او در راه هدفش، یکی دیگر از نشانه های صدق گفتار اوست. محمد(ص) در سه سال محاصره در شعب ابیطالب تمام ثروت خودش و همسرش و عمویش را در راه ایمانش هزینه می کند! تا اینکه به نداری می رسد و در این حال جبرئیل بر محمد(ص) نازل شده و از خورده شدن عهد نامه مشرکان توسط موریانه ها بجز جمله "بسمك اللهم" خبر می دهد!
پیامبر دارای یارانیست که حاضر به هر گونه فداکاری در راه ایشان هستند. این یاران چه چیزی در محمد(ص) دیده اند که اینگونه حاضر به فداکاری هستند؟! خدیجه همسرش که تمام ثروتش را در راه اسلام هزینه می کند . امام علی که که یار و یاور همیشگی ایشان بوده و سلمان پارسی کسی است که برای آشنایی با پیامبر و بررسی صحت ادعای وی، سختی مسافرت طولانی را در آن روزگار بر خود می خرد. آیا خدیجه، امام علی( که 25 سال برای اتحاد مسلمین از حقش می گذرد!)، سلمان پارسی و .... بابت این فداکاری هایشان منافعی هم داشته اند؟!
کلام خود پیغمبر که قرآن بر زبان او جاری شده است، با قرآن متفاوت است. از رسول اکرم سخنان بسیار زیادی به صورت خطبه، دعا، کلمات قصار و حدیث باقی مانده است و در اوج فصاحت است، اما به هیچ وجه رنگ و بوی قرآن ندارد. چرا؟! این خود می رساند که قران و سخنان فکری پیغمبر از دو منبع جداگانه است!
چرا محمد(ص) در قرآن ابتدا به خودش تذکر می دهد که در خواندن قرآن و در به خاطر سپردن آن تعجیل نکند و بعد به خودش اطمینان می دهد و همچنین وعده می دهد که ما آن را در سینه ات جمع خواهیم کرد؟! (زبان خود را (وقت نزول قرآن) بدان حرکت مده که به خواندنش شتاب کنی. به یقین بر عهده ماست جمع کردن آن (در سینه ات) و خواندن آن). (قیامت/۱۷-۱۶)
محمد خوب می داند که برای معرفی خود به عنوان فرستاده آفریدگار نیاز به معجره دارد. و قران در زمانی و بر قومی نازل می شود که در اوج ادبیات و سخن وری بوده اند. آفریدگار در جاهای مختلف، همگان را به تحدی دعوت می کند و از آنها می خواهد که یک سوره مانند قران بیاورند. چرا مشرکان در این مبارزه شکست می خورند؟! و چرا با آوردن یک سوره به همه چیز خاتمه نداده اند؟! محمد(ص) چگونه تا این حد مطمئن بوده است که کسی نخواهد توانست سوره ای مانند قرآن بیاورد؟!
محمد(ص) چگونه از توطئه های دشمنانش آگاه می شده است؟! و چطور از این توطئه ها جان سالم به در می برده است؟! (تنیده شدن تار عنکبوت و آشیانه کبوتر بر در غار ثور) (توبه/40)
اگر محمد(ص) واقعا پیامبر خدا نبوده است، چگونه به طور قطع می دانسته است که ابولهب و همسرش مسلمان نخواهند شد؟! چگونه محمد(ص) آنقدر به خود مطمئن بوده است که به کسی ۱۰ سال فرصت بدهد که ادعای پیامبری او را با مسلمان شدنش بی اعتبار سازد؟! جز اینکه خداوند آگاه به غیب می دانسته که ابولهب هرگز تغییر نمی کند و اسلام را نمی پذیرد. (لهب/۱-۵)
چطور و چگونه یک پیامبر دروغین اینگونه به راهش ایمان داشته است؟! در هیچیک از تواریخ دیده نشده که پیامبر اسلام در جائی عقب نشینی کرده باشد، حتی در میدان احد که کار به منتهی درجه وخامت رسید و اغلب افراد از میدان خارج شدند و به گوشه ای پناه بردند، پیامبر(ص) در میدان ایستاد و با اینکه جراحات پیشانی و دندان او را بشدت آزار می داد و ظاهرا هیچ امیدی به نجات او نبود ایستادگی نمود. خونسردی او بحدی بود که در میدان احد هنگامی که خون، صورتش را فرگرفته بود، با تاسف فرمود: چگونه جمعیتی که چهره پیامبر خود را بخون آلودند سعادتمند می شوند در حالی که او آنها را به سوی پروردگارشان دعوت می کند.
پیامبران دروغین برای جلب رضایت پیروانشان به آنها سخت نمی گیرند. چرا محمد(ص) به پیروانش دستورات سخت می دهد؟! محدود کردن تعداد زوجه، روزی پنج بار نماز خواندن، یک ماه در سال روزه گرفتن، شراب نخوردن، کنترل نگاه و رعایت حجاب و ....
مطمئنا اگر محمد دعوی نبوت را وسیله ای برای مقاصد شخصی قرار داده بود می بایست از کسوفی که هم زمان با مرگ فرزندش ابراهیم اتفاق می افتد ، به سود خودش حداکثر استفاده را بکند. اما اینگونه عمل نکرده و می گوید: ای مردم آفتاب و ماه دو نشانه از نشانه های خداوندند، به فرمان او حرکت می کنند و مطیع اوامر او هستند، نه برای مرگ کسی تاریک می شوند و نه برای زندگی کسی، هنگامیکه کسوف و خسوف روی دهد نماز بخوانید! و خواندن نماز آیات در زمان کسوف و خسوف به همین دستور پیامبر بر می گردد.
مدعیان دروغین، خود را بخواسته های اکثریت که موجب برخورداری از حمایت آنان خواهد شد تطبیق می دهند. چرا محمد(ص) می بایست با چیزهایی مبارزه کند که برایش گران تمام شود؟! مبارزه با رباخواری در محیطی که از رایج ترین کارها بود و اصولا قسمت مهمی از زندگی اشراف مکه روی رباخواری می گردید، بطوری که مکه در آن زمان معروف به شهر رباخواران بود. مبارزه با نظام طبقاتی، مبارزه با تحقیر مقام زن در محیطی که حتی برای دختران حق حیات قائل نبودند؟!
چرا نام محمدی که پیامبر دین اسلام است. در کتابی که به دروغ به خدا نسبت داده است کمتر از نام عیسی مسیح آمده است؟! چرا نام عزیران ایشان همچون دخترش و دامادش بطور غیر مستقم آمده است؟! چرا می بایست محمد در این کتاب به خودش دستور خواندن نماز شب بدهد تا مجبور باشد هر شب در نزد همسران و یارانش نماز شب بخواند؟!
چه لزومی دارد محمد(ص) نبرد ایران و روم را پیش گویی کند؟ اگر این پیشگویی درست از آب در نیاید، چگونه می تواند این آبرو ریزی را پاسخ گوید؟ آیا یک پیامبر دروغین اینگونه خودش را به خطر می اندازد؟!(روم/۲-۴)
محمد چگونه از تاریخ ملتهای پیشین اطلاع داشته است؟! اطلاعاتی که قرآن از شرح حال پیامبران و تمدن ها و ملت های پیشین داده است، با آن صحت تاریخی، در اختیار هیچ تاریخ نگاری نبوده است. قرآن، تواریخ و قصصی آورد که مردم آن عصر چیزی از آنها نمی دانستند و خود پیامبر نیز از آنها بی خبر بود. جالب است که قرآن در این داستانها از تورات و انجیل پیروی نکرد! و بلکه آنها را اصلاح کرد! (یوسف/2) (هود/49)
محمد چگونه از غیب اطلاع داشته است؟! آگاه ساختن محمد(ص) از هدف منافقین از ساخت مسجد ضرار، آگاه ساختن محمد(ص) از افشا گری راز توسط یکی از همسرانش، رفع تهمت از یکی از همسرانش(به یقین که این تهمت بزرگ را آوردند گروهی متشکل و همفکر از سما هستند آن را به ضرر و شر خود مپندارید ...)(نور/۱۱-۱۷)، خورده شدن پیمان کفار و مشرکان توسط موریانه ها، فتح مکه و ...
پيامبر(ص) با مسیحیان نجران بر سر انجام مباهله به توافق می رسند. (هرکس با تو درباره او پس از آن که تو را علم آمده محاجه و ستیزه کند (عیسی را خدا بداند) بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان و شما خودتان را (کسانی را که مانند جان ما و شماست) فراخوانیم، آنگاه به یکدیگر نفرین کنیم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم)(آل عمران/61). محمد(ص) در این مباهله همراه با عزیزانش (علي (ع) ، فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) ) شرکت می کند. مسیحیان نجران از اينکه او فرزندان معصوم و بي گناه ، و يگانه دختر و يادگار خود را به صحنه مباهله آورده؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دريافتند که پيامبر، به دعوت و ادعاي خود اعتقاد راسخ دارد والّا يک فرد مردد ، عزيزان خود را در معرض بلاي آسماني و عذاب الهي قرار نمي دهد. اسقف نجران گفت: من چهره هائي را مي بينم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهي بخواهند که بزرگترين کوهها را از جاي بکند ، فوراً کنده مي شود. بنابراين ، هرگز صحيح نيست ما با اين افراد ِ با فضيلت ، مباهله نمائيم . آیا یک مدعی دروغین نبوت اینگونه به راهش ایمان دارد؟!
مدعی دروغین نبوت طبیعتا می بایست برای افراد سرشناس و ثروتمند و تاثیر گذار بر دیگران، ارزش بیشتری قائل شوند. اما در میان یاران خاص پیامبر(ص) کسانی بودند که از نظر موقعیت اجتماعی و جنبه های مادی و صوری در سطح پائینی قرار داشتند. ولی پیامبر بخاطر امتیازات معنوی. آنها را بر دیگران مقدم می داشت. اگر پیامبر مرد حق و حقیقت نبود. نباید افراد صاحب نفوذ و ثروتمند را به این آسانی و بخاطر حمایت از جمعی تهیدست(کهف/28) و یا یک نابینا(عبس/ 1-11)، از خود برنجاند و طرد کند.
پیامبر زندگی بسیار ساده ای داشت و در مدینه در کلبه ای که با چوب و الیاف درخت خرما ساخته شده بود، زندگی می کرد. کفش و لباسش را خودش وصله می کرد و با دست خودش شیر می دوشید و هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد. و در لحظه مرگ جز قاطری سفید رنگ که پادشاه حبشه باو اهدا کرد و چند شمشیر چیز دیگری نداشت. و معده اش هیچگاه دو نوع غذا را در خود جمع نکرد. عایشه همسر پیامبر می گوید که در دوره محاصره اقتصادی مدینه ما هرگز دو روز پیاپی نان نخوردیم. در زندگی ایشان چیزی که نشانه تجمل باشد وجود نداشت و با درخواست همسرانش برای بهبود وضع زندگیشان مخالفت می کرد! (ای پیامبر، به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زیب و زینت آن را می خواهید پس بیایید شما را بهرمند کنم و به طرزی نیکو رها سازم. و اگر خدا و رسول و خانه آخرت را می خواهید، به یقین خداوند برای نیکو کاران شما پاداشی بزرگ را مهیا کرده است) (احزاب/28-29) اگر محمد ادعای نبوت را وسیله ای برای رسیدن به مال دنیا قرار داده بود به راحتی می توانست به آن برسد و همسرانش را از خود راضی نگه دارد.
اگر محمد(ص) پیامبری دروغین بوده است طبیعتا پس از فتح مکه می بایست از کسانی که با وی دشمنی کرده بودند انتقام بگیرد. اما پیامبر(ص) فرمود: دنبال ادامه زندگیتان بروید که همه شما آزاد شده گانید و حتی کسانی همچون هنت جگر خوار، همسر ابوسفیان نیز مورد عفو واقع شدند!
محمد(ص) با اینکه می دانست که زمان مرگش نزدیک است. مسلمانان را در خطبه حجت الوداع نصیحت و دعوت به انجام اعمال نیک می کند آیا یک مدعی دروغین نبوت در سالهای آخر عمرش هم مردم را ارشاد می کند؟! و اینگونه نگران آنهاست. آیا اینگونه نگران انجام مسولیت خطیر نبوت بودن. دلیل و نشانه ایمان او به راهش و صدق گفتارش نیست؟ (ای مردم بعد از مرگ من بجان هم نیفتید و اخوت اسلامی خود را حفظ کنید..... آیا من توانسته ام وظیفه خود را بانجام برسانم یا نه. خدایا خود تعیین کن که آیا وظیفه ای که به من محول کردی بانجام رسیده است یا خیر؟ ( و مردم فریاد زدند ما شهادت می دهیم که تو وظیفه خود را انجام دادی)
محمد(ص) در آخرین روزهای عمرش به مسجد مدینه می رفت و می گفت: ای برادران و ای خواهران هرکس از من بدی دیده است قبل از اینکه از جهان بروم آن بدی را جبران کند و مرا قصاص کند. اگر من کسی را زده ام بیاید و مرا بزند و نترسد از اینکه ضربت و اهانت شما برای من رسوایی ببار بیاورد زیرا رسوایی دنیایی زمینی در قبال رسوایی دنیای آسمانی بدون اهمیت است. آیا یک مدعی دروغین نبوت در روزهای آخر عمرش اینگونه رفتار می کند؟!
اگر محمد(ص) اهل خدعه و تزویر بود و به راهش ایمان نداشت، پیروانش اینگونه با خلوص نیت به او ایمان نمی آوردند بگونه ای که پس از وی نیز راهش را ادامه بدهند و دو امپراطوری بزرگ را شکست بدهند! دلیل تأثیر زیاد محمد(ص) و موفقیت او اعتقاد خدشه ناپذیر او به مأموریتش بود. آمادگی او برای تحمل مشقتها جهت رسیدن به هدفش، زمانی که هیچ توجیه عقلانی برای امیدواری وجود نداشت، صداقت او را نشان میدهد. و همین ایمان محمد(ص) به راهش است که بر روی پیروانش هم تاثیر می گذارد و اینگونه بوده است که بعد از ایشان نیز راهش را ادامه می دهند.
براستی، هر کس که نپذیرد محمد(ص) فرستاده آفریدگار است، چنین کسی قطعا یا نابیناست یا اهل لجاجت است. با این همه امید از خدا داریم که به حکم رحمت گسترده خویش پرده از روی چشم وی بردارد و درهای قلب او را بگشاید زیرا که بدترین بیماری ها، کوردلی است.
منابع:
1- جنبه های مختلف اعجاز قرآن ............................استاد مرتضی مطهری
2- اعجاز قرآن ......................................................... مولف: هارون یحیی
3- خدا را چگونه بشناسیم ..................... بحث های از: ناصر مکارم شیرازی
سایت های:
1- http://www.tebyan.net
موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان









