مهـدی یدالهی

حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها

مهــدی یدالهـــی
                مهـدی یدالهی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها

حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#مثنوی
لالا لالا بخواب بابا ، که معلومه چشات خسته‌س
چشِ من تار می‌بینه ، یا نه چشمای تو بسته‌س ؟!
بشین مثل قدیما تا ، یه کم بازی کنیم با هم
بابا تو بچه‌ی من شو ، منم که مادرت میشم
چشاتو روی من وا کن ، به من که دخترت هستم
دیگه این بازی نیس بابا ، شبیه مادرت هستم
به جون تو همین دیشب ، نگاتو آرزو کردم
نسیمی رد شد از موهات ، تو رو از دور بو کردم
لالا لالا نخواب بابا ، بشین یه ذره نازم کن
به این دنیای بی بابا ، گره خوردم تو بازم کن
تموم عمرمو میدم ، یه لحظه دستاتو میخوام
یکیش رو صورتم باشه ، یکی‌شم باشه رو موهام
ببین موهام پریشونه ، لباسای تنم پاره‌س
رو دَس ردّ طنابه و ، رو گوشام جای گوشواره‌س
تا اینجاشو خبر دارم ، که روی نیزه‌ها بودی
چرا موهای تو سوخته ، مگه بابا کجا بودی ؟
خبر دارم تو رو کشتن ، خبر داری که تب کردم ؟!
خبر داری کتک خوردم ، کبوده صورت زردم ؟!
روشون به روی ما وا شد ، همونا که تو رو کشتن
از اونجا صورتم زخمه ، همونجا که تو رو کشتن
نمک نشناس ، بد می‌زد ، برای دخترت بد شد
همینکه رفت از دستت ، چقدر انگشترت بد شد
یه دختر اومد اینجا گفت ، ببین موهام چقد لَخته
می‌خندید به سر و وضعم ، یتیم بودن چقد سخته
یکی هم دست باباشو ، گرفت و نیشخندی زد
بابا گوشواره مو دیدم ، تا یه ذره جلو اومد
ببین که مرگمو میخوام ، شبیه مادرت زهرا
بیا با هم بریم اصلا ، از این دنیای بی بابا
#رضا_قاسمی
sapp.ir/entezare_zohoor



تاريخ : سیزدهم مهر ۱۳۹۸ | 11:45 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.