لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
داشتم جدول حل میکردم، یک جا گیر کردم: «حَلّٰال مشکلات است؛ سه حرفی»
پدرم گفت: معلومه، «پول» گفتم: نه، جور در نمیاد.
مادرم گفت: پس بنویس «طلا» گفتم: نه، بازم نمیشه.
تازهعروس مجلس گفت: «عشق» گفتم: اینم نمیشه.
دامادمون گفت: «وام» گفتم: نه.
داداشم که تازه از سربازی اومده گفت: «کار» گفتم: نُچ.
مادربزرگم گفت: ننه، بنویس «عُمْر» گفتم: نه، نمیخوره هرکسی درمانِ دردِ خودش را میگفت، یقین داشتم در جواب این سؤال،
پابرهنه میگوید «کفش»
نابینا میگوید «نور»
ناشنوا میگوید «صدا»
لال میگوید «حرف» و...
اما هیچکدام جواب کاملی نبود.
جواب «فَرَج» بود و ما هنوز باورمان نشده: تا نیایی گِره از کارِ بشر وا نشود...
الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
تاريخ : هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 22:37 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |









