بیایید به جای اینکه خودمان را با دیگران مقایسه کنیم؛ توانایی های خود را شکوفا کنیم لطفاً به این سوال ها خوب فکر کنید: (( چرا کودکی عاشق درس علوم است ولی از درس ریاضی چندان خوشش نمی آید؟ چرا عاشق فوتبال است ولی از والیبال خوشش نمی آید؟ چرا از بازی با پسر خاله خود بسیار لذت می برد ولی از پسر عموی خود زیاد خوشش نمی آید؟ چرا عاشق نقاشی است ولی از موسیقی زیاد خوشش نمی آید؟ )) (( چرا سنگ نمی تواند مثل درخت میوه بدهد؟ چرا نارنج نمی تواند برای پذیرایی مهمان به عنوان میوه مورد استفاده قرار بگیرد؟ )) خداوند همه چیز را با حکمت خلق کرده است. همه مخلوقات خداوند به طور زنجیره ای و با نظم بی نظیری با هم در ارتباط هستند. همه موجودات زنده خواص منحصر به فردی دارند و با این خواص به یکدیگر خدمت می کنند. ما انسان ها نیز با ویژگی های منحصر به فرد و استعدادهای خاصی آفریده شدیم. ما با همین خواص ویژه میتوانیم به موجودات دیگر خدمت کنیم. اگر همه ما انسانها شغل مشابه داشتیم آنوقت نمی توانستیم به یکدیگر کمک کنیم. مثلا اگر همه ما پزشک بودیم با خراب شدن اتومبیل خود که به یک مکانیک نیاز دارد چه می کردیم؟ اگر همه مهندس بودیم ؛ موهای مان را کجا اصلاح میکردیم؟ برای پی بردن به استعدادهای ویژه خود کافیست بدانید به چه چیزهایی علاقه دارید. چه آرزوهایی در ذهن شماست. چه چیز ها و چه کسانی شما را خوشحال می کنند. از پرداختن به چه کاری لذت می برید. خلاصه اینکه می خواهید چه شوید!؟ آمال و آرزوها ما را به سوی مقصدی می کشانند که برای رسیدن به آن خلق شدیم. یک نهال کوچک آرزوی درخت شدن را دارد. چون از سایه خنکی که ایجاد می کند و زیبایی که به مناظر می دهد و میوه ای که به بار می آورد لذت می برد. یک کودک دبستانی که بسیار عاشق علوم است و بعد ها وارد رشته تجربی می شود و رشته دانشگاهی را پزشکی انتخاب می کند و بعد ها نیز با دکتر شدن و علوم پزشکی به مردم خدمت می کند در واقع در خود احساس رضایتمندی می کند و از شرایط خود لذت می برد. به جای اینکه دنباله روی علایق دیگران کنیم و یا گله و شکایت کنیم که چرا از فلان چیز خوش مان می آید یا نمی آید ؛ عمیقا به علایق و استعدادهای خود توجه کنیم و آنها را خوب بشناسیم. و آنها را شکوفا کرده و پرورش دهیم.اگر عاشق تاریخ هستیم با خواندن کتابهای تاریخی و اندوختن دانسته های تاریخی خود را راضی کنیم و لذت ببریم. اگر عاشق نقاشی هستیم ابزارش را تهیه کرده و با خلق یک تابلوی زیبا هم خود از آن لذت ببریم و هم میلیون ها انسان از دیدن آن لذت ببرند. استاد فرشچیان در کودکی عاشق نقاشی بود. هنرپیشه معروف سینما در کودکی عاشق بازیگری بود و در مدارس خود تئاتر بازی می کرد. پس فراموش نکنیم که آرزوها و علایق راه را به ما نشان می دهند و بهتر است زندگی روزمره را صرف رسیدن به آن ها کنیم. بهتر است به جای اینکه دنباله روی راه دیگران باشیم ؛ خود راهی خلق کنیم.
منبع :وبلاگ گاج آمل
موضوعات مرتبط: آموزشی









