لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
مادر،،سوگ
//////
اجل بردی زکف صبر وقرارم
ربودی آنکه بود دارو ندارم
فلک از دست تو شد خاک برسر
گل خوشبوی من کردی تو پر پر
چراغ خانه ام گردیده خاموش
به خاک تیره مادر شد هم آغوش
کجایی تا ببینی حال زارم
که بعد مادرم من بی قرارم
نشینم خلوتی از بی نوایی
همی نالم که مادر در کجایی
دگر کاشانه ام سوئی نداره
تونیستی گل برام بوئی نداره
زبعد تو ایا روح وروانم
نخواهم بعد تو زنده بمانم
به سر دارم هوای دیدن تو
چو گل بوئیدن وبوسیدن تو
فدای رنج وزحمتهای مادر
به قربون محبتهای مادر
کسی که سایه مادر ندارد
مثال مرغکی است که پر ندارد
به ناگه زآشیانه پر کشیدی
به سمت باغ جنت تو پریدی
شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی
مادر//فارسی//سبک عجب رسمیه
تاريخ : دهم تیر ۱۳۹۵ | 9:36 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |









