لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
حضرت رقیه علیهاالسلام - گفتگوى زن غساله با زينب كبرى عليه السلام
گفتگوى زن غساله با زينب كبرى عليه السلام در نقل ديگر آمده است: هنگامى كه زن غساله، بدن حضرت رقيه عليه السلام را غسل مى داد، ناگاه دست از غسل كشيد و گفت: (سرپرست اين اسيران كيست؟ )
حضرت زينب عليه السلام فرمود: چه مى خواهى؟ غساله گفت: اين دخترك به چه بيمارى مبتلا بوده كه بدنش كبود است؟ حضرت زينب عليه السلام در پاسخ فرمود: (اى زن، او بيمار نبود، اين كبوديها آثار تازيانهها و ضربه هاى دشمنان است)
زبان حال حضرت زينب عليه السلام به زن غسل دهنده چنين بود:
بيا تو اى زن غساله از طريق وفا
به اين صغيره بده غسل از براى خدا
نگر كه از چه رخ او چو كهربا باشد
ز داغ تشنگى دشت كربلا باشد
نگر كه زخم به پايش برون بود از حد
به روى خار مغيلان دويده او بى حد
طبق بعضى روايات، بعد از رحلت حضرت رقيه عليه السلام يزيد دستور داد چراغ و تخته غسل را ببرند، و او را با همان پيراهن كهنه اش كفن كنند.
زنان شام ازدحام كردند و در حاليكه سياه پوش شده بودند براى بدرقه اهل بيت عليه السلام از خانهها بيرون آمدند. صداى ناله و گريه آنها از هر سو شنيده مى شد و با كمال شرمندگى با اهل بيت عليه السلام وداع نمودند، و با كاروان اهل بيت عليه السلام پيدا بود، مردم شام گريه مى كردند. (۲۹۹)
زينب كبرى عليه السلام از اين فرصت استفاده هاى بسيار كرد. از جلمه اينكه هنگام وداع، ناگاه سر از هودج بيرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود:
(اى اهل شام، از ما در اين خرابه امانتى مانده است، جان شما و جان اين امانت. هرگاه كنار قبرش برويد (او در اين ديار غريب است) آبى بر سر مزارش بپاشيد و چراغى در كنار قبرش روشن كنيد) (۳۰۰)
رفتيم و ماند نزد شما يادگار ما
جان شما و دخترك گلعذار ما
رفتيم و ماند خاطره اى سخت جانگداز
ز اين شهر پر بلا، به دل داغدار ما
ما با رقيه آمده اكنون كه مى رويم
ديگر رقيه اى نبود در كنار ما
تاريخ : سوم آبان ۱۳۹۶ | 20:50 | نویسنده : مهــدی یدالهـــی |









